خواجه نصير الدين الطوسي

57

تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )

پس سلقى ، پس ريحانى ، پس ذبابى « 1 » ، پس ظلمانى ، پس زنجارى « 2 » . و آورده‌اند كه نوعى هست كه آن را الواحى گويند . و اين زمرّد از آن الواح « 3 » است كه تورايت موسى « 4 » بر آنجا نوشته بود كه از آسمان به زمين آمد و اين قصّه در [ كتب ] تواريخ مذكور و مشهور « 5 » است . و آن الواح « 6 » شكسته شد . آن را « 7 » پاره‌پاره كردند ، و از آن نگينها ساختند . و ظلمانى نيز گمان برده‌اند « 8 » كه از ظلمات آورده‌اند « 9 » . و اين سخن مشهور است « 10 » بدرجه‌اى كه اكثر مردم گمان برند كه زمرّد و ياقوت را از ظلمات آورده‌اند ، در عهد اسكندر . و برين مثلها زده‌اند « 11 » . و شعرها آورده‌اند . و هركس كه « 12 » علم هيأت داند ، نزد او يقين باشد كه ظنى « 13 » خطاست . و زمرّد را قصبات « 14 » گويند از بهر استطالت و تجويف را كه تشبيه كنند « 15 » بقصبه . و نادر باشد كه نگينى از زمرّد بود كه « 16 » آن را نه از قصب كرده باشند . و « در اين روزگار « 17 » » هيچ‌كس پارهء زمرّد عجمى نديده است « 18 » ، چنانچه در لعل ( مذكور است ) .

--> ( 1 ) - ع : و ذبانى ( 2 ) - ب افزوده : ( پس ريحانى ) ( 3 ) - ب ، م : و اين نوع زمرّد از آن نوع الواح ( 4 ) - ب : حضرت موسى كليم اللّه را عليه السلام ( 5 ) - كلمهء ( مشهور ) فقط در ع : است ( 6 ) - ع : لوح ( 7 ) - م ، ب : و آن را ( 8 ) - ب : بردند ( 9 ) - ب : آوردند ( 10 ) - ب : و اين مشهور شده - ج ، ن : و اين مشهور شده است ( 11 ) - ع : زنند - ب : مثالها زنند ( 12 ) - ب : كه هركه ( 13 ) - م ، ن : اين ظن ( 14 ) - ب : قصات ( 15 ) - ع : كند ( 16 ) - ب : نگين زمرد كه - ج ، ن ، م : كه نگينى از زمرّد باشد كه ( 17 ) - فقط در ع : است ( 18 ) - ب ، ج ، ن ، م : نديده است عجمى .